» » «یک تن و این همه مزار» قصه هایی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»

  «یک تن و این همه مزار» قصه هایی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»

«یک تن و این همه مزار» قصه هایی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»

 

قصه فرماندهان دیار 15 خرداد/ معرفی کتاب
«یک تن و این همه مزار» قصه هایی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»

اخبار فرهنگی
کتاب «یک تن و این همه مزار» که خوشه ای است چند، به زندگی نامه سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»، که با نویسندگی «معصومه رمضانی» پرداخته است.
به گزارش نوید شاهد شهرستان های استان تهران، کتاب «یک تن و این همه مزار» که خوشه ای است چند، به زندگی نامه سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»، که با نویسندگی «معصومه رمضانی» پرداخته است. که انتشارات «رسول آفتاب» آن را در نوبت اول در 1000 جلد در قطع رقعی به چاپ رسانده است.طراح جلد «سید محمد زاهدی» می باشند. قیمت این کتاب 10/000 تومان می باشد.

«یک تن و این همه مزار» قصه هایی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو»

قسمتی از متن کتاب؛

«یک تن و این همه مزار» روایتی از زندگی سردار شهید تخریبچی «حسین ایرلو» است. دارای چندین عنوان از جمله: ن و القلم، مقدمه، سرزمین های پدری، فیروزه هایی رو به آسمان، میاندار کوچک، یک روز، این پا بزرگ خواهد شد، ترکه های قرمز؟، نان های زلال، برادر تمام شهر، ترانه ی پاریس نشین محبوب من، دوستی هایی تا آخر، آن مرد آمد. آن مرد در باران آمد، فرمانده حسین، از ازل فرمانده، نگهبان معبر، دست هایی از جنس دستان خدا و مزار شش گوشه ی فرمانده ی حسین را شامل می شود.

متن کتاب؛
ترکه های قرمز؟

تا چشم هایش گرم می شد، کابوس های لعنتی به سراغش می آمدند. عرق از پیشانی اش جاری بود و مرتب هذیان می گفت. مدام بابا عباس را صدا می زد و به دنبال شنیدن صدای پدرانه اش می گشت. مامان صونا پارچه ی دور پا را باز کرد و آرام دواگلی را روی زخم پای حسین چکاند. خنکی دواگلی به آنی از بین شیارهای پرخونی که ترکه ی خیس، در کف پا ایجاد کرده بود، عبور کرد و رسید به مغز استخوان. حسین از سوزش ناگهانی کف پا فریاد زنان از خواب پرید.
- سوختم. سوختم.
- تموم شد. تمو شد. صبر کن...
مامان پای حسین را ضدعفونی می کرد و فاطمه دستمال خیس روی پیشانی اش می گذاشت.
- داداش جان! نمی شد شکستن شیشه رو گردن نگیری؟ همین چند وقت پیش زدی شیشه ی مدرسه رو آوردی پایین و فلک شدی. بس نبود که...

این کتاب در «کتابخانه ایثار و شهادت» اداره کل شهرستان های استان تهران واقع در خیابان شهید رجایی - نرسیده به پل آزادگان - جنب مسجد ولی الله اعظم . و به شماره تماس 2240-5413-021 می باشد.
  13 مهر 1398
  16

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران