خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و هفتم ) فصل 35 مسابقه فوتبال

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و هفتم ) فصل 35 مسابقه فوتبال   فصل35 مسابقه فوتبال یادم می آید بعد از پایان جنگ و اعلام آتش بس بین دو کشور ایران و عراق قرار بر این شد که بین تیم های ملی فوتبال این دو کشور یک بازی دوستانه برگزار شود .البته بگذریم از ناراحتی شدید اسرا بخاطر انجام این بازی ، چرا که ما پیش خود می گفتیم چگونه ممکن است درحالیکه ما هنوز در دست دشمن اسیریم و آنها همچنان به اذیت و آزار ما مشغولند دو کشور بازی دوستانه فوتبال برگزار کنند؟ بگذریم عراقیها همین موضوع را بهانه قرارداده بودند و اصرار براین داشتند تا برای هر آسایشگاهی یک تلویزیون بیاورند تا اسرا هم این مسابقه را ببینند
  2 شهریور 1398
  25

  30. انفجار دوم

30. انفجار دوم         30. انفجار دوم شب بود تاریک تاریک منطقه ارام بود گاه گاهی منوری فضا را روشن می کرد و صدای خمپاره ای در دور دست سکوت  را می شکست ... تخریب چی "نیترات­"ها را روی جاده با فاصله مناسب جاسازی کرد. سپس چاشنی را روشن کرد و خودش از محل انفجار دور شد صدای مهیبی آمد. هر کدام از نیترات­ها، یک چاله کوچک در جاده درست کرده بود. حالا جاده آماده بود برای انفجاردوم .  برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  2 شهریور 1398
  36

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و ششم ) فصل 34 پذیرش قطعنامه

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و ششم ) فصل 34 پذیرش قطعنامه   فصل 34 پذیرش قطعنامه .یکی از خاطرات تلخ  من در ایام اسارت مربوط می شود به قضیه آتش بس وقبول قطعنامه از سوی ایران در سال 67. در یکی از روزهای تابستان سال 67 حوالی ساعت 8 بود که متوجه شدیم نگهبانان عراقی اقدام تیراندازی هوایی کرده اند و متعاقب آن بلندگوهای اردوگاه شروع به پخش آهنگهای شاد و حماسی عربی کردند. ما که نمی دانستیم موضوع از چه قرار است و همگی تعجب کرده بودیم از یکی از نگهبان ها که خیلی شاد و خوشحال به نظر می رسید علت آن سر و صداها را پرسیدیم و او در جواب با خنده و خوشحالی گفت : مگه خبر ندارید؟ جنگ تموم شد ایران
  26 مرداد 1398
  20

  29. آیت الکرسی

29. آیت الکرسی   29. آیت الکرسی بر اساس استاندارد آرایش میدان مین، هر مین ضد خودرو، دو مین ضد نفر با فاصله یک متر به عنوان محافظ داشت و تخریب­چی­ به هر زمینی که می­رسید ابتدا دو مین محافظ آن را خنثی می­کرد سپس سراغ مین اصلی می­رفت. حساب کار دستش بود. در قسمتی از میدان یکی از محافظ­ها گم شده بود. هرچه می­گشت آن را پیدا نمی­کرد. اطراف مین اصلی را به فاصله دو متر کنده بود. ولی هیچ خبری نبود. دل توی دلش نبود. باید پیدا می­شد. این مسأله مساوی بود با حداقل یک پای قطع شده. شروع کرد به خواندن آیت الکرسی، هنوز سومین آیت الکرسی تمام نشده بود که نوک سیخک به
  26 مرداد 1398
  17

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و پنجم ) فصل 33رمضان و محرم در اسارت

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و پنجم ) فصل 33رمضان و محرم در اسارت   فصل 33 رمضان و محرم در اسارت اذیت و آزارهای دشمن هر روز به یک بهانه ای وجود داشت اما این اذیت ها در یکسری ایام خاص به اوج خود می رسید.این ایام به غیر از هفته دفاع مقدس و دهه فجر شامل ماه مبارک رمضان و بخصوص ایام محرم ودهه عاشورا می شد که لازم است در خصوص وضعیت اردوگاه در ماه مبارک رمضان و ماه محرم مقداری توضیح بدهم. زمان اسارت بدلیل فراغت اوقاتی که داشتیم اکثر اسرا بخاطر خودسازی و تقویت روحیه معنوی در درونشان بیشتراوقات در حال عبادت و حفظ و قرائت قرآن ، نماز خواندن و روزه گرفتن بودند به حدی که صدای نگهبانان عراقی هم در آمده بود و بعضی
  26 مرداد 1398
  42

  28. اطمینان قلب

28. اطمینان قلب   28. اطمینان قلب سیم چینی داشت و سرنیزه ای و دیگر هیچ... تخریب چی افتاد به جان میدان! مین ها را خنثی می کرد و کنار می گذاشت. از سرنیزه تفنگ کلاشینکف استفاده می کرد تا بتواند با نوک تیز آن زمین را بکاود ... و وجود مین ها را احساس کند ... انگار نه انگار که توی این دنیاست. انگار نه انگار که دارد خطرناک ترین کارهای دنیا را انجام می-دهد... آرامش خاصی بر وجودش حکمفرما بود. اعتماد و اطمینان خاصی داشت ... گویی داشت در جالیز خربزه و خیار می چید!!!  برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد
  26 مرداد 1398
  46

  27. مین منور

27. مین منور  27. مین منور نیروهای پیاده گردان در سکوت منتظر فرمان شروع حمله بودند، تخریب­چی، چیزی نمانده بود که معبر را باز کند. چند قدمی به انتهای میدان مین بود که یکی از مین­های منور روشن شد، تخریب­چی خودش را روی آن انداخت. جزغاله شد. چاره دیگری نبود اگر عملیات لو می­رفت بچه­ ها همه قتل عام می­شدند.    برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  30 تیر 1398
  94

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و چهارم ) فصل 32 تفتیش

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و چهارم ) فصل 32 تفتیش   فصل 32 تفتیش عراقیها همیشه دراین فکر بودند که چگونه می توانند ما را اذیت کنند و بابت این قضیه  هر روز نقشه جدیدی می کشیدند .یکی از این راهها و نقشه ها‚که بسیار آزار دهنده بود تفتیش آسایشگاهی و گهگاه اردوگاهی بود. یک وقت می شد که می آمدند و تمام بچه های یک آسایشگاه را بیرون می کردند و هر چه را که بود و نبود به هم میریختند .نمک را با شکر قاطی می کردند ‚ وسایل شخصی درون کوله ها را روی هم خالی می کردند و خیلی از این قبیل کارها تا شاید بتوانند بچه ها را با هم در گیر کنند. بعد از اینکه می رفتند و داخل آسایشگاه می شدیم انگار که
  15 تیر 1398
  137

  26. پرواز موشک­ها

26. پرواز موشک­ها     26. پرواز موشک­ها مهمات­های عمل نکرده در محل چاله انفجار کپه شده بود. همه چیز درش می­شد پیدا کرد ریز و درشت، انواع توپ، خمپاره، آرپی­جی، مین، موشک، ... به بچه­ ها گفت که با فاصله پناه بگیرند و برای آخرین بار همه چیز را بررسی کرد و فتیله را روشن کرد با سرعت از محل دور شد. چند لحظه بعد، دهان همه از تعجب واماند. دو تا موشک بر خلاف جهت هم در هوا به پرواز درآمدند. فرمانده وحشت زده شد، نمی­دانست چه اتفاقی خواهد افتاد، سکوت سنگین و دهشتباری حاکم شد. موشک­ها بعد از چند لحظه گردش در آسمان در جایی دورتر فرود آمدند. با فرود
  15 تیر 1398
  174

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و سوم ) فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و سوم ) فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن   فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن در طول مدت اسارت دشمن بعثی بیکار ننشسته و همواره به دنبال اجرای نقشه های شوم خودش در جهت ایجاد تفرقه وشکستن این روحیه همدلی و از بین بردن معنویات دربین اسرا بود. دشمن درهمین راستا بعضی اوقات یکسری افراد خائن و خود فروخته و پناهنده سیاسی امثال  خاقانی  ویا فردی دیگر که سید بود و ادعا می کرد که از اهالی کربلاست را به اردوگاه می آورد تا به خیال خام خودشان با حرفها و صحبتهای آن فریب خوردگان ‚ شک و خللی در اعتماد ما به نظام جمهوری اسلامی  و به خصوص حضرت امام ( ره ) وارد کنند
  3 تیر 1398
  193

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران