خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و هشتم) فصل 26 مبادله اسرای مجروح

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و هشتم) فصل 26 مبادله اسرای مجروح   فصل 26 مبادله اسرای مجروح   سال دوم اسارت بود که گروهی از پزشکان صلیب سرخ به همراه تعدادی از پزشکان عراقی به اردوگاه آمدند وتمامی افرادی که در جبهه مجروح شده بودند و در اردوگاه در آسایشگاه 8 تحت مداوا بودند از جمله من و مرتضی که در عملیات در کنار من و بیسیم چی بود و دیگر دوستانمان که از ناحیه پا قطع عضو بودند بنامهای مهدی آشتیانی ، عباس ذوالفقاری را در زیر سایبان انتهای اردوگاه جمع کردند. آنها اعلام کردند بنابر توافقی که با مسئولین ایرانی و عراقی انجام شده قصد دارند تا تعدادی از اسرای مجروح هر دو کشور را با هم مبادله
  27 بهمن 1397
  44

  20. اژدر بنگال

20. اژدر بنگال   20. اژدر بنگال شب بود و سکوت  و میدان مین .... تخریب چی اژدربنگال را گذاشت زیر انبوه سیم خاردار و آتش­زنه آن­را روشن کرد.... انفجار راه را باز کرده بود.  چند دقیقه بعد نیروهای گردان  به سوی خاکریزهای دشمن حمله کردند.    برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران        
  27 بهمن 1397
  55

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و هفتم) فصل 25 ورود صلیب سرخ

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و هفتم) فصل 25 ورود صلیب سرخ   فصل 25   ورود صلیب سرخ روزهای سختی بر ما و خانوده هایمان ازجهت بلاتکلیفی میگذشت تا اینکه یک روز عراقیها آمدند و به مسئول اردوگاه اعلام کردند که فردا هیئت صلیب سرخ جهت بازدید از اردوگاه و ثبت نام از اسرا به آنجا خواهند آمد.با شنیدن این خبر موجی از خوشحالی اردوگاه را فراگرفت چراکه با آمدن صلیب ‚از یک طرف ما از بلاتکلیفی و مفقود الاثری در می آمدیم  و خانواده هایمان از زنده بودن ما آگاه می شدند و از طرف دیگر ما جزو آمار رسمی صلیب قرار می گرفتیم و رسما بعنوان اسیر جنگی شناخته می شدیم و دیگر عراقیها نمی توانستند
  28 دی 1397
  152

  19. صد و بیست

19. صد و بیست         19. صد و بیست گلوله خمپاره عمل نکرده بود و چون فوق العاده حساس و خطرناک بود بچه­ های تخریب­ به آن دست نزده بودند. تنها پرچم قرمزی کنار کاشته بودند و از راه که رسید یک نگاه به آن کرد خودش بود . خمپاره  120.....  به سر سوزنی بند بود تا منفجر شود. مثل یک افعی سمی چنبره زده بود. بچه­ ها را دور کرد، دست زدن بهش دیوانگی بود. مقدار مواد سی­ چهار کنارش گذاشت و فتیله را روشن کرد و به سرعت دور شد. پشت خاک­ریز پناه گرفت با صدای انفجار، با تمام پهنای صورتش خندید!    برگرفته از کتاب "
  28 دی 1397
  91

  کلاف جا مانده از یک عملیات عامل تفحص شهدا شد/ حسرت آب

کلاف جا مانده از یک عملیات عامل تفحص شهدا شد/ حسرت آب   کلاف جا مانده از یک عملیات عامل تفحص شهدا شد/ حسرت آب به طرف شیارها رفتیم و پس از کمی جست‌وجو، محور را یافتیم. نوار هنوز پس از چهار سال روی زمین بود، اما به شدت پوشیده شده بود. همین که به آن دست زدم، متلاشی شد. کمی جلوتر، کانال را پیدا کردیم. بقایای جنازه‌ی شهدایی که آن شب به شهادت رسیده بودند، آن جا بود.   در میان رزمندگان اسلام، دلیر مردانی بسیاری پیدا می‌شدند که جان بر کف گذاشته و به قبول یکی از تخصصی و سخت‌ترین امور جنگ می‌پرداختند. این‌ افراد همان سابقون بودند که پیش و پس از هر عملیات وارد منطقه عملیاتی شده و
  17 دی 1397
  133

  مداحی که فرمانده تخریب شد و فرمانده تخریبی که مداح شد.

مداحی که فرمانده تخریب شد و فرمانده تخریبی که مداح شد. مداحی که فرمانده تخریب شد مهدی قدیمی می‌گفت: در برگشت فرصت معبر زدن به خاطر آتش سنگین دشمن و روشن شدن هوا نبود. عباس خودش داخل میدان دوید و ترس را از دل‌ها دور کرد و معبر تعجیلی زد.             شهید عباس حسنی در سال 1341 در تهران و در محله قلعه مرغی به دنیا آمد. وقتی به شهادت رسید تنها 21 سال از عمرش گذشته بود. او در حالی‌ که محصل هنرستان بود و در رشته برق درس می‌خواند، در سن 17 سالگی قدم به میدان رزم گذاشت.

  17 دی 1397
  116

  ايستادگي مظلوم در ميدان مين ( يادي از حماسه‌هاي رزمندگان تخريبچي در گفت و گو با آزاده جانباز «مجيد مطيعيان)

ايستادگي مظلوم در ميدان مين ( يادي از حماسه‌هاي رزمندگان تخريبچي در گفت و گو با آزاده جانباز «مجيد مطيعيان)   مجيد مطيعيان، جانباز و آزاده دفاع مقدس، از نيروهاي تخريب بود كه با ۶۷ ماه سابقه حضور در جبهه‌هاي نبرد، جانبازي، اسارت، آزادي در تبادل اسرا در سال ۶۴ و دوباره بازگشت به جبهه و ارتقا تا سمت فرماندهي گردان تخريب لشكر ۱۰ سيدالشهدا را در پرونده مجاهدت خود دارد كه بر آن شديم تا در گفت‌وگو با او با گوشه‌اي از خاطرات وي از روزهاي حضور در جبهه و منش مجاهداني به نام نيروهاي تخريب، آشنا شويم. در تاريخچه دفاع مقدس مي‌بينيم كه پس از دفع تهاجم اوليه دشمن و فرورفتن او در حالت پدافندي (از سال ۶۱ به بعد) اين نيروهاي تخريب بودند كه با آموزش‌هاي
  17 دی 1397
  92

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و ششم) فصل 24 درمان با طعم شکنجه

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و ششم) فصل 24 درمان با طعم شکنجه   فصل 24 درمان با طعم شکنجه خوب بخاطر دارم حدودا 30-40 روزی از مدت زمان اسارتمان می گذشت و تعدادی از بچه ها گچ پایشان را خودشان بازکرده بودند و از شر سنگینی گچ خلاص شده بودند. من هم که می دیدم همه پاها جوش خورده و خوب شده تصمیم گرفتم تا گچ پایم را بازکنم. بعداز این که این کار را کردم چشمتان روز بد نبیند متوجه شدم که پایم هنوز جوش نخورده و همین جور آویزان  است ‚سریع با یک پارچه  گچ پایم را دوباره دور پایم محکم بستم تا فردا پیش دکتر عراقی بروم و از او بخواهم پایم را دوباره گچ بگیرد هر چند که می دانستم به این راحتی ها
  17 دی 1397
  73

  18. شناسایی

18. شناسایی       18. شناسایی هوا تاریک تاریک بود هر بار که منورها هوا را روشن می­کرد . تخریب­چی ... مین­های مسیر معبر را شناسایی می­کرد. و بعد در تاریکی شروع می کرد به سیخک زدن!    برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  17 دی 1397
  56

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و پنجم) فصل 23 مداوا در اسارت

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و پنجم) فصل 23 مداوا در اسارت   فصل 23 مداوا در اسارت درخصوص وضعیت درمانی اردوگاه بدنیست که مختصری راجع به وضعیت درمانی آنجا بگویم. . روزهای اول اسارت بدلیل جلوگیری از عفونت زخمهایمان روزی دو نوبت به ما پنی سیلین تزریق می کردند‚ اما به بهانه کمبود سرنگ هر 5-6 نفر را با یک سرنگ آمپول میزدند و این نوع مداوا خود نوعی شکنجه بود چرا که سر سوزن بتدریج کند می شد و نفر سوم به بعد علاوه بر تحمل درد پنی سیلین باید درد سوزن کند شده را هم تحمل میکرد به عبارت دیگر روزی دونوبت شکنجه غیر رسمی برای ما تجویز شده بود و یا برای پانسمان زخمهای حدودا 70-80 نفر مجروح ‚نصف قوطی
  1 دی 1397
  146

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران