خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و چهارم) فصل 22 سلول انفرادی

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و چهارم) فصل 22 سلول انفرادی   فصل 22 سلول انفرادی اردوگاه را می توان به یک زندان بزرگ تشبیه نمود که خود به زندانهای کوچکتر که همان آسایشگاهها باشند تقسیم می شد.تازه در دل این همه زندان جای دیگری به نام سلول انفرادی وجود داشت. این سلول یک اتاقک کوچکی بود که در انتهای اردوگاه و چسبیده به آشپزخانه بود و هیچ دریچه و منفذی به جز سوراخ کلید در آنجا وجود نداشت و به همین خاطر گرما در آن بیداد می کرد.معمولا از این اتاقک به عنوان جایی برای تنبیه شخصی افراد استفاده می شد. علاوه بر گرمای طاقت فرسای این سلول در طول روز ‚ چه بسیار شبهایی که نگهبانان به سراغ آن اسیر درون
  17 آذر 1397
  23

  16. مین­های محافظ

16. مین­های محافظ   16. مین­های محافظ هر مین ضد تانک یا ضد خودرو سه محافظ داشت، سه مین ضد نفر که به صورت مثلثی آن ­را در وسط گرفته بودند. خنثی کردن مین ضد تانک راحت بود و خنثی کردن مین­های محافظ بسیار دشوار.    برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  17 آذر 1397
  28

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و سوم) فصل 21 شرف کشور عراق

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و سوم) فصل 21 شرف کشور عراق   فصل 21 شرف کشورعراق از سال دوم یا سوم اسارت به بعد هر چند وقت یکبار مقدار کمی میوه هم به ما میدادند. یک بار که سیبهای پا درختی که ریز و کال بودند و خیلی هم قابل خوردن نبود برایمان آوردند نگهبان عراقی ایستاده بود و در حالیکه بادی در غبغب انداخته بود گفت: این سیبها رو می بینید ؟ بخورید اینها شرف عراق هستند !!! شماها تا حالا تو ایران از این سیبها خوردید؟ در این هنگام یکی از اسرا در جواب آن نگهبان گفت : نه ما تا حالا در ایران از این سیبها نخورده ایم چرا که ما این سیبها را به بزهایمان می دهیم .صدای خنده آسایشگاه را برداشت و نگهبان
  3 آذر 1397
  61

  15. نفس راحت

15. نفس راحت   15. نفس راحت یک کپه شده بود. نه ! یک خرمن بود  همه جور چیزی توش پیدا می­شد؛ انواع خمپاره، مین، گلوله، آرپی­جی، نارنجک، توپ و ... تخریب­چی با خودش گفت جنسمون جور جوره. هرکسی هرچی بخواد توش پیدا میشه ریز و درشت، سبک و سنگین، حساس و غیر حساس، با ماسوره و بدون ماسوره! فیتیله را که روشن کرد با سرعت از چاله انفجار دور شد. چند لحظه بعد صدای مهیبی سکوت دشت را شکست. دود غلیظ را که دید آرام نشست و نفس راحتی کشید!  برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  3 آذر 1397
  53

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و دوم) فصل 20 اولین عید سال نو در غربت

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و دوم) فصل 20 اولین عید سال نو در غربت   فصل 20 اولین عید سال نو در غربت اسارت واژه عجیبی است چرا که گذشته از درد غربت ، رنج بلاتکلیفی را هم باید بر دوش کشید.مثالی برایتان بزنم تا منظورم را بهتر و کاملتر رسانده باشم. یک زندانی وقتتی که جرمش محرز می شود قاضی برایش حکم صادر کرده و مثلا 5 سال زندان برایش مقرر می کند. آن زندانی از آن لحظه دیگر تکلیف خودش را می فهمد و می داند که باید برای 5 سال از عمرش داخل زندان برنامه ریزی کند و در آخر سر هم مطمئن است که پس از سپری کردن مدت محکومیت آزاد می شود.حال بگذریم از امکانات رفاهی داخل زندان و اینکه زندانبان هم هموطن اوست و مرخصی و ملاقاتی
  30 مهر 1397
  140

  14. کارستان

14. کارستان      14. کارستان عملیات که تمام می شد و همه نیروها به مرخصی می رفتند تازه بخش دیگر کار تخریب چی ها شروع می شد. پاکسازی و خنثی سازی میادین مین جامانده از عراقی ها ... و این خود عملیاتی بزرگ تر بود ... در طول دوران جنگ اینگونه بود ... واقعاً کاری بود کارستان ... کاری که هیچ کس قدرش را ندانست ...      برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  30 مهر 1397
  169

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و یکم) فصل 19 هیئت سازمان ملل

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و یکم) فصل 19 هیئت سازمان ملل   فصل 19 هیئت سازمان ملل نزدیک  6 ماهی از آغاز اسارت ما می گذشت و هیچ خبری از هیئت صلیب سرخ جهانی نبودعراقیها هم از این فرصت استفاده کرده و با شدت هر چه تمامتر اقدام به ضرب و شتم و شکنجه اسرا می کردند. چرا که در این موقعیت هر بلایی هم که بر سر هریک از اسرا می آمد به دلیل بی اطلاع بودن صلیب سرخ از وجود ما و به تبع آن عدم وجود هیچگونه آماری از ما آب از آب تکان نمی خورد و دولت عراق هیچگونه مسئولیتی بر عهده اش نبود. و اما بشنوید از آن طرف یعنی ایران که بعد از آزادی مطلع شدم که در آن ایام بخاطر موقعیت خاص منطقه و شرایط عملیات آن شب ‚
  16 مهر 1397
  221

  13. مین های دل

13. مین های دل   13. مین های دل تخریب چی! اگر توانستی کبر را در خود خنثی کنی می توانی مین «والمری» را خنثی کنی، اگر توانستی عجب را در قلبت از بین ببری می توانی مین کپسولی را خنثی کنی. اگر توانستی حسد را در اخلاقت محو نمایی می توانی مین سوسکی را خنثی کنی. اگر توانستی ریا را از اعمالت پاک نمایی می توانی مین گوشتکوبی را ضامن کنی و خطرش را برطرف نمایی. اگر توانستی دروغ را کنار بگذاری می توانی از کنار سیم تله به سلامت بگذری. اگر توانستی نفاق رادر کردارت درمان نمایی می توانی مین گوجه ای را از جلوی پایت برداری. اگر توانستی تهمت را کنار بگذاری می توانی مین
  16 مهر 1397
  278

  محرم حسینی و تخریبچیان در جبهه

محرم حسینی و تخریبچیان در جبهه        رزمندگان تخریبچی قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع) در منطقه عملیاتی والفجر 4
  24 شهریور 1397
  263

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیستم) فصل 18 معضلی بنام جاسوسی

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیستم) فصل 18 معضلی بنام جاسوسی   فصل 18 معضلی بنام جاسوسی درخصوص وجود جاسوس در بین اسرا هم ممکن است که این سوال برای شما خواننده عزیز پیش بیاید که چگونه چنین چیزی ممکن است ؟مگر همه اینها رزمنده نبودند ؟چطور ممکن است که رزمنده ای همسنگرش را به دشمن بفروشد ؟ در جواب این سوال باید گفت که بله متاسفانه چنین حقیقت تلخی در همه اردوگاهها  به فراخور حالشان کم و بیش وجود داشت.اما شما این را هم در نظر بگیرید  اولا همه انسانها بخصوص در مسئله ایمان شبیه هم نیستند و هر کدام در درجه ای از ایمان قرار دارند مانند انگشتان دست که اگر  دقت کنید هیچکدام با هم یک اندازه
  17 شهریور 1397
  270

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران