خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و سوم ) فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و سوم ) فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن   فصل 31 شیر مردی به نام عبدالرحمن در طول مدت اسارت دشمن بعثی بیکار ننشسته و همواره به دنبال اجرای نقشه های شوم خودش در جهت ایجاد تفرقه وشکستن این روحیه همدلی و از بین بردن معنویات دربین اسرا بود. دشمن درهمین راستا بعضی اوقات یکسری افراد خائن و خود فروخته و پناهنده سیاسی امثال  خاقانی  ویا فردی دیگر که سید بود و ادعا می کرد که از اهالی کربلاست را به اردوگاه می آورد تا به خیال خام خودشان با حرفها و صحبتهای آن فریب خوردگان ‚ شک و خللی در اعتماد ما به نظام جمهوری اسلامی  و به خصوص حضرت امام ( ره ) وارد کنند
  دیروز, 13:29
  9

  25. آرایش میدان

25. آرایش میدان 25. آرایش میدان بعد از مدتها شناسایی تازه آرایش میدان مین دستش آمده بود، تازه فهمیده بود که میدان عرض و طولش چقدر است چند تا ردیف دارد و هر ردیف چند تا مین دارد. و از کدام نوعش. ضد تانک ضد خودرو ضد نفرات منور ضد نفر با سیم تله کششی یا فشاری یا قطع کشش یا قطع فشار  ... این تازه اول کار بود.  برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  دیروز, 13:24
  22

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و دوم ) فصل 30 ورزش در اسارت

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و دوم ) فصل 30 ورزش در اسارت   فصل 30 ورزش در اسارت در آنجا بدترین چیز ومهلک ترین سم برای یک اسیر بیکاری بود تصورش را بکنید  روزها همه تکراری‚ محیط تکراری ‚ قیافه افراد تکراری‚ برنامه ها تکراری ‚ غذاها تکراری ، لباسها همه یک شکل و یک رنگ‚ دیوارها همه زرد رنگ و خلاصه همه چیز هر روز و هروز تکرار می شد لذا شرایط بسیار سختی بر روح و روان اسرا حاکم بود. در اردوگاه و در محیط اسارت بدترین چیز برای اسیر بیکاری بود.بیکاری و بی برنامگی به مانند سم مهلکی بود که می توانست روحیه هر اسیری را ویران و تخریب کند.اسیر که تنها و بیکار می ماند شیطان به سراغش می آمد و
  14 اردیبهشت 1398
  143

  24. مینکوب

24. مینکوب     24. مینکوب میدان مین آلوده بود و نامنظم. اصلاً کار بچه­ های تخریب نبود. خیلی خطرناک بود. بچه­ ها اصرار داشتند که با احتیاط وجب به وجب زمین را شخم بزنند و مین­ها را پیدا کنند ... اما فرمانده قبول نکرده بود. گفته بود یک گوشه ناخن پای بچه­ ها به اندازه عالمی ارزش دارد. مینکوب راه افتاد با غرش تانک کار آغاز شد. هر چند دقیقه صدای انفجار مین به گوش می­رسید. با هر انفجار پاچه­ بزی­ها به هوا پرتاب می­شدند و دوباره پایین می­آمدند. گرچه کار با آن مکافات بود ولی ارزشش را داشت. مین­های حساس و مین­هایی که در عمق زمین قرار داشتند را
  14 اردیبهشت 1398
  126

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و یکم) فصل 29 فرارسالار

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی و یکم) فصل 29 فرارسالار   فصل29 فرارسالار همانطور که همه می دانیم کلا ذات انسان اینگونه است که می خواهد آزاد باشد چون آزاد آفریده شده است به همین خاطر یکی از نکاتی که همیشه ذهن و فکر یک اسیر یا کلا یک زندانی را به خود مشغول می کند فکر فرار از اردوگاه یا همان زندان است.در طول مدت اسارت هر چند وقت یکبار بودند افرادی که هر از گاهی فکر فرار به سرشان میزد اما به 2 دلیل اساسی منصرف می شدند. دلیل اول اینکه عراقیها زمانی که ما اسیر شدیم  عراقیها در امر نگهداری از اسرا و بستن منافذ نفوذی فرار خبره شده بودند و دلیل دومی که بچه ها بی خیال فکر فرار شده بودند
  9 اردیبهشت 1398
  125

  23. والمری عمل نکرده

23. والمری عمل نکرده   23. والمری عمل نکرده از صبح زود توی میدان بود، تقریباً داشت یک ردیف تکمیل می­شد، با احتیاط همه را خنثی کرده بود. خسته شده بود. بعد از چند از لحظه­ای استراحت کرد و دوباره شروع کرد. ضامن والمری دستش خورده بود. با سرنیزه آهسته زمین را سیخک می­زد. یکباره احساس کرد چیزی زیر پایش لغرید. در یک لحظه زمین جلوی چشمهایش تیره تار و شد. سپس صدایی شنید و مقداری به هوا پرتاب شد. یک متر آن طرف­تر بر زمین افتاد. عرق سردی بر پیشانی­اش نشسته بود. بهت و اضطراب تمام وجودش را پر کرده بود. با ناباوری نگاهی به اطراف کرد. داشت چشمانش از حدقه
  9 اردیبهشت 1398
  154

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی ام) فصل 28 رادیو

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت سی ام) فصل 28 رادیو   فصل28 رادیو موضوع بسیار جالبی را که می خواهم دراینجا برایتان بازگو کنم جریان بودن رادیو در اردوگاه است .موضوع از این قرار بود که در یکی از روزها که کیسه های نان را داخل اردوگاه آورده بودند پس از تقسیم گونی های نان وانتقال آنها به آسایشگاهها‚ در ته یکی از گونی های نان توسط یکی از بچه ها به اسم آخوندی یک عدد رادیوی کوچک و جیبی پیدا شد که در میان نانها توسط یکی از نگهبانان عراقی که دلش با ما بود جا سازی شده بود و آن گونی نان واقعا چه گونی نان پر برکتی برای اردوگاه ما بود چرا که از آن به بعد ما می توانستیم از اخبار و اوضاع و احوال
  20 فروردین 1398
  275

  22. شب­نماها

22. شب­نماها       22. شب­نماها «شب­نماها» را در دو طرف معبر به زمین کوبید و جایشان را حسابی سفت کرد. حالا نیروهای پیاده در تاریکی شب از دور هم می­توانستند معبر را از میدان مین تشخیص دهند.  برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور  آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  20 فروردین 1398
  259

  خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و نهم) فصل 27 خواب عجیب

خاطرات آزاده دلاور تخریبچی سعید نفر ( قسمت بیست و نهم) فصل 27 خواب عجیب   فصل 27 خواب عجیب روزها و شبها از پی هم می آمدند و می رفتند و نبرد آشکار و پنهان بین ما و عراقیها در اردوگاه همچنان ادامه داشت. آنها می خواستند با نقشه هایشان ما را از راهی که انتخاب کرده بودیم منصرف کنند و به سوی خود بکشانند و ما مصرانه بر روی اعتقادات و اهدافمان پافشاری می کردیم. در چنین اوضاع و احوالی علاوه بر اذیت و آزار دشمن و فشارهای جسمی و روحی که بر اسرا وارد می کرد بعضی اوقات هم می شد که شیطان با وسوسه هایش سعی میکرد بذر یاس و نامیدی را در دلمان بکارد. در آن دیار غربت گاهی به یاد ایران و خانواده و دوستان و هم سنگرانمان
  13 اسفند 1397
  236

  21. مین واکسی

21. مین واکسی  21. مین واکسی هرم داغ آفتاب جنوب، لباس خاکی­اش را خیس و لب­هایش را خشکانده بود. عرق کرده بود، باید پیدایش می­کرد، یکی از 3 محافظ فیلتری گم شده بود. فرمانده گفته بود تا پیدایش نکردی از میدان بیرون نیا! با سرنیزه­اش حالا با مهارت زمین را می­کاوید. 40-30 متری را حسابی شخم زده بود. همه فوت و فن­هایی را که بلد بود به کار گرفته بود. تاعمق نیم متری وجب به وجب زمین را زیر و رو کرده بود اما هیچ خبری نبود که نبود. تصمیم گرفت چند دقیقه­ای استراحت کند. آخرین سرنیزه را در خاک فروکرد. احساس کرد نوک سرنیزه به چیزی می­خورد. با دقت خاک­ها را کنار زد.
  13 اسفند 1397
  269

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران