» » روایت نویسنده دفاع مقدس عبدالرضا سالمی نژاد از بنیانگذار واحد تخریب در جنوب سردار شهید علیرضا خیاط ویس (13)

  روایت نویسنده دفاع مقدس عبدالرضا سالمی نژاد از بنیانگذار واحد تخریب در جنوب سردار شهید علیرضا خیاط ویس (13)

روایت نویسنده دفاع مقدس عبدالرضا سالمی نژاد از بنیانگذار واحد تخریب در جنوب سردار شهید علیرضا خیاط ویس (13)

 

جواني

 

عليرضا پس از اينکه تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش ويس با موفقيت سپري نمود براي اخذ ديپلم راهي اهواز شد. سکونت خواهرش فاطمه در اهواز در چهارراه زند و رابطة فوق خواهربرادري بين اين دو باعث گرديد که عليرضا مجبور نشود هر روز مسير 15 کيلومتري اهواز - ويس را با خودروهاي عبوري طي کند، بلکه بيشتر مواقع در منزل خواهرش، شب را به صبح ميرساند. حضور مستمر عليرضا در اهواز کمکم زمينه آشنايي او با انقلابيون را که بهراحتي ميتوانست آنها را در جلسات قرائت قرآن مساجد بيابد، فراهم آورد. عليرضا از اينکه دوران جواني او مصادف با باشکوهترين حرکت مردمي، عليه رژيم ضد ديني خاندان سلطنت پهلوي بود، بارها خداوند را سپاس گفت و از اينکه اهواز زمينه دوستي او با انقلابيون را فراهم نموده بود، همواره در اين شهر با احترام و قدرشناسي ياد ميکرد. حتي بعدها که خود را در فاصلهاي نزديک به شهادت ديد به خانواده وصيت کرد که پيکر او را در بهشتآباد اين شهر مدفون کنند.   

دکتر درخشاننيا، برادر شهيد: خانه ما با مسجد ده متر بيشتر فاصله نداشت و ما هرچه داريم از همين بلندگويي است که صداي اذان و روضههايش روح و جان ساکنان منزلمان را صيقل ميداد. من و برادرانم از همان ابتدا توي بسيج مسجد بوديم، روحاني مسجد نيز همسايه ديوار به ديوارمان بود.

اگر به عکسهاي قبل از انقلاب عليرضا نگاه کنيد، قيافهاش مثل جوانان همان روزها بود، يعني موهاي بلند، لباس صورتي، شلوار بيتلي و ممکن است کسي فکر نکند، اين عکسها مربوط به همين شهيدي است که امروزه از او سردار شهيد ياد ميکنند؛ اما تأثيرات خوب مسجد و مردم مؤمن و متدين ويس از او يک شهيد ساخت.

مهين خياطويس، خواهر بزرگ شهيد: عليرضا چون اهل مسجد و نماز و قرآن بود، تمام دوستانش مثل خودش با خدا و مؤمن بودند نسبت به حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامي بسيار حساس بود و کسي اجازه نداشت در مقابلش از اين دو بدگويي کند، يا با حرفهايش او را قانع ميکرد، يا بهراحتي از او نميگذشت. چه دوستان و آشنايان و چه فاميل و غيره. اگر متوجه ميشد که کسي در خط امام نيست، در هيچکاري او را همراهي نميکرد.

چون از بيمادري رنج ميبرد بيشتر با خواهرانش مأنوس بود به خصوص با خواهر دومش فاطمه خانم. روي عفت و حجاب تعصب نشان ميداد و معتقد بود براي عفت جامعه و عاري شدن آن از فسادهاي اجتماعي، خونهاي زيادي ريخته شده و حتي براي پاسداشت خونها بايد عفت و حجاب در جامعه رعايت شود، هر چند که اين يک وظيفه ديني است و از ناحيه پيامبر و ائمه هدي سفارش ويژهاي شده است. با خواندن اکثر کتابهاي شهيد مطهري پس از پيروزي انقلاب، چيزهاي زيادي درباره اسلام آموخته بود که به اطرافيانش انتقال ميداد.

 
 
 برگرفته از کتاب " سردار آتش " نوشته عبدالرضا سالمی نژاد ( صفحه  19)
  24 اردیبهشت 1399
  89

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران