» » 24. مینکوب

  24. مینکوب

24. مینکوب

 

 

24. مینکوب

میدان مین آلوده بود و نامنظم. اصلاً کار بچه­ های تخریب نبود. خیلی خطرناک بود. بچه­ ها اصرار داشتند که با احتیاط وجب به وجب زمین را شخم بزنند و مین­ها را پیدا کنند ... اما فرمانده قبول نکرده بود. گفته بود یک گوشه ناخن پای بچه­ ها به اندازه عالمی ارزش دارد. مینکوب راه افتاد با غرش تانک کار آغاز شد. هر چند دقیقه صدای انفجار مین به گوش می­رسید. با هر انفجار پاچه­ بزی­ها به هوا پرتاب می­شدند و دوباره پایین می­آمدند. گرچه کار با آن مکافات بود ولی ارزشش را داشت. مین­های حساس و مین­هایی که در عمق زمین قرار داشتند را منفجر می­کرد و کار بچه­ ها را راحت!

 
 برگرفته از کتاب " ازدحام انفجار " نوشته تخریبچی دلاور 
آقای دکتر احمد مومنی راد عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  14 اردیبهشت 1398
  174

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران