» » 79. گروه نجات

  79. گروه نجات

72. آرایشگر
 
 

باران زیادی باریده بود و تمامی دشت صاف و هموار جفیر، به دریایی از گل و لای تبدیل شده و تمام مقرها و مواضع و مراکز تجمع را آب گرفته بود. بعضی جاها که منطقه پست­تر بود، آب به حدی بالا آمده بود که فقط با قایق می‌شد بین سنگرها تردد کرد. هیچ کس دل خوشی از این باران نداشت. تمام وسایل­مان گلی شده بود و همه سرما خورده بودند. در جاده‌های فرعی، که از جاده اصلی به مقرها منشعب می‌شد، تعداد کثیری ماشین سبک و سنگین در گل فرو رفته بود و همه در تلاش بودند که زودتر ماشین­های خود را از گل در بیاورند. وضع آن قدر آشفته و به هم ریخته بود که حجت الاسلام شیخ عبدالله میثمی پیشنهاد کرده بود گروهی به نام باب الحوائج تشکیل شود و در منطقه گشت بزند و به کسانی که ماشین­هایشان در گل گیر کرده و یا دچار نقص فنی شده‌اند، کمک کند. طرح بسیار خوبی بود.(1)

1. روایت عشق ص 71.

 
 
 
 
برگرفته از کتاب " فصل فکرت های نو " تخریبچی دلاور دفاع مقدس آقای دکتر احمد مومنی راد ( صفحه 84) 
  20 مهر 1402
  233

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران