» » 54. عمامه

  54. عمامه

42. احداث پل بعثت
 
 

دونفری به سوی لاشه سقوط کرده هواپیما تاختند. خلبان هم از دور پیدا بود که با چتر پایین می‌آمد. بچه­ها هر کدام چیزی گفتند. بعضی می‌گفتند: خلبان زرنگ است و در می‌رود. بعضی­ها می‌گفتند: آن روحانی نباید سوار می‌شد، چون موتور سنگین شده و رضا(1) نمی‌تواند بموقع خودش را برساند. همه منتظر بودیم که ببینیم چه پیش می‌آید.

کمی بعد یک موتورسیکلت را دیدیم که خاک می‌کند و پیش می‌آید. رضا بود، از دور شناختیمش. کمی که جلوتر آمد دیدیم خبری از روحانی نیست. قلب­مان بدجوری به تپش افتاده بود و منتظر بودیم ببینیم چه اتفاقی افتاده است. از پیچ جاده که پیچید همه چیز واضح شد. رضا دست­های خلبان را از پشت بسته بود و با عمامه آن روحانی خلبان را به خودش محکم کرده بود که موقع آمدن فرار نکند.(2)

1. سردار شهید محمدرضا مرادی . مسئوول اطلاعات عملیات لشگر 41 ثارالله

2. مسافر بهشت ص75-76.

 
برگرفته از کتاب " فصل فکرت های نو " تخریبچی دلاور دفاع مقدس آقای دکتر احمد مومنی راد ( صفحه 61) 
  15 دی 1400
  175

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران