» » روایت نویسنده دفاع مقدس استاد رحیم مخدومی از فرمانده واحد تخریب لشکر 33 المهدی (عج) شهید حسین ایرلو ( قسمت48)

  روایت نویسنده دفاع مقدس استاد رحیم مخدومی از فرمانده واحد تخریب لشکر 33 المهدی (عج) شهید حسین ایرلو ( قسمت48)

روایت نویسنده دفاع مقدس استاد رحیم مخدومی از فرمانده واحد تخریب لشکر 33 المهدی (عج) شهید حسین ایرلو ( قسمت44)
 
 

مرا میان شهدا جستجو کن

خوابیده بودم. خواب دیدم اصغر اومده، دستشو زده به کمرش، می گه آبجی پاشو. گفتم: چیه؟

گفت: «این عکس رو می بینی؟ همه ی اینا شهیدن. ببین منم توشونم؟ منم شهیدم؟»

می خندید؛ چه خنده ای! یهو دیدم یکی زد به کف پام. تازه سحری خورده بودیم. گفتم: چی شده مامان؟ چرا صدامون می کنی؟ الان پا شدیم.

گفت: «پاشو که اصغر شهید شده.»

گفتم: چی شده؟

گفت: «خواب دیدم جنازه اصغرو دو تا ملائک دارن میارن می دن دستم. پاشو که این خوابو دیدم، اصغر شهید شده.» [1] 

اصغر سوم ماه رمضان شهید شده بود. براش مراسم گرفته بودیم، ولی هنوز جنازه نیومده بود.

بعد از یه مدّت دو تا سپاهی اومدن. در زدن، گفتن: «خانوم می دونی شهیدتون اومده؟»

گفتم: نه، نمی دونم.

گفتن: «فردا نه، پس فردا تشییع جنازه ست.»

گفتم: باشه، ما آماده ایم.

پرسیدن: «شما کی هستی؟»

گفتم: من مادرشم.

گریه کردن. گفتن: «پارسال یکیش اومده، امسال هم یکیش.»

گفتم: در راه خدا رفتن. خوش به حالشون.

بعد که جنازه اومد، دوباره مراسم گرفتیم.  [2] 




 [1]- راوی: لیلا ایرلو (خواهر شهیدان) 

 [2]- راوی: صونا حضرتی (مادر شهیدان)

 
 
برگرفته از 

 کتاب " میدان دار " خاطرات سردار شهید تخریبچی حسین ایرلو نوشته استاد رحیم مخدومی صفحه 54

  23 آبان 1400
  26

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران