» » 21. پنجره نه، برج نگهبانی

  21. پنجره نه، برج نگهبانی

21. پنجره نه، برج نگهبانی

 

در طول جنگ، همسرم بنا به مسؤولیتی که داشت، دایم در جبهه بود و کمتر به مرخصی می‌آمد. در غیاب او ما، در یک شهرک در اطراف قم ساکن بودیم. به دلیل فاصله زیاد با شهر، شب­ها آسودگی خیال نداشتیم. رفتن به خانه اقوام و یا آمدن دیگران به منزل ما هم راه حل دایمی نبود. یک روز با همسایه­ ها به شور نشستیم و به این نتیجه رسیدیم که همسایه دیوار به دیوار ما یک پنجره بین منزل ما و خودشان به وجود آورد و ایشان نیز این کار را خیلی سریع انجام داد. با گشودن این پنجره ما آرامش پیدا کردیم و هنگام احساس خطر، با زدن چند ضربه محکم به دیوار اتاق، آنها جلوی پنجره حاضر می‌شدند و این پنجره، حکم پاسگاه یا برج نگهبانی برای منزل ما داشت!

حالا هم که سال­هاست از جنگ می‌گذرد این پنجره، همچنان باقی است تا خاطره ایثارگری و محبت و همدلی مردم در روزگار جنگ، برای ما باقی باشد.(2)

1. منظومه زینبیه ص75-76.

2. به نقل ازخواهر فاطمه سلطانی زاده از قم.

 
 
 
برگرفته از کتاب " فصل فکرت های نو " تخریبچی دلاور دفاع مقدس آقای دکتر احمد مومنی راد ( صفحه 32)
  20 آبان 1399
  28

  ویژه نامه ها

  لینک دوستان

  نظرسنجی

نظرشما در موردمحتوا و قالب بندی سایت معبر نور چیست؟


  اوقات شرعی

  یاد یاران